محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

10

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

وحى مىشود ؛ 2 - رسول پيامبرى است كه به سوى مردم فرستاده مىشود و نبى پيامبرى است كه [ هر چند گيرندهء سخن خداست ، اما ] به سوى مردم فرستاده نمىشود ؛ 3 - رسول پيامبرى است كه خود دينى تازه مىآورد و نبى پيامبرى است كه دين پيامبر پيشين را پاس مىدارد . « 1 » از اينجاست كه طحاوى رسول را اخصّ از نبى شمرده است و رسالت را از ديدگاه مفهومى ، اعم و گسترده از نبوت دانسته و گفته است : نبوت بخشى از مفهوم رسالت است ، زيرا رسالت ، نبوت و غير نبوت را در مفهوم خود دارد ، اما رسول اين گونه نيست كه نبى و غير نبى را فرا گيرد ، بلكه بر خلاف آن ، اين نبى است كه رسول را فرا مىگيرد ، بنابراين خود رسالت اعم از نبوت است ، اما مصداق آن يعنى رسول اخص از نبى است . « 2 » دربارهء آمار و شمار پيامبران نيز گفتنى است كه شمار درست آنان را خدا مىداند ، جز اينكه مىدانيم نام بيست و پنج تن از اين برگزيدگان در قرآن آمده است . « 3 » نيز از راه قرآن دانسته‌ايم كه خداوند هيچ امتى را بىپيامبر نگذاشته است و پيش از پيامبر اسلام ( ص ) براى هر يك از امت‌ها پيامبر و راهنمايى فرستاده است و سرانجام پيامبر اسلام ( ص ) را براى همهء امت‌ها برانگيخته است - و او تنها پيامبرى است كه براى همگان فرستاده شده است - و دادگرى او روا نديده است كه امتى را بىفرستادن پيامبر و تمام كردن حجت كيفر كند ، « 4 » چنان كه خود فرمود : « و ما پيش از آن كه پيامبرى بفرستيم كيفركنندهء [ هيچ امتى ] نيستيم » « 5 » ؛ و هيچ امتّى نيست جز اينكه در ميان آنان هشداردهنده‌ى بوده است » « 6 » و از همين جاست كه فرستادگان خدا شمار فراوان داشته‌اند ، چنان كه خود نيز فرموده است : « و چه بسيار پيامبرانى كه در ميان پيشينيان فرستاديم » « 7 » ؛ « داستان برخى از پيامبران را بر تو خوانديم و داستان برخى

--> ( 1 ) . ماوردى ، ابو الحسن ، همان ، 38 . ( 2 ) . العقيدة ، 167 . ( 3 ) . اين 25 پيامبر اينهايند : آدم ، ادريس ، نوح ، هود ، صالح ، ابراهيم ، لوط ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، يوسف ، ايوب ، شعيب ، موسى ، هارون ، يونس ، داوود ، سليمان ، الياس ، اليسع ، زكريا ، يحيى ، عيسى ، ذو الكفل ، - البته به گفته بسيارى از مفسران - و در نهايت سرور آنان محمد ( ص ) . در حديثى از ابوذر ، چهار تن از اينان عرب بوده‌اند : هود ، صالح ، شعيب ، محمد ( ص ) بنگريد به تفسير ابن كثير ، 2 / 422 ؛ تفسير بيضاوى ، 2 / 312 ) . ( 4 ) . عمر سليمان اشقر ، همان ، 17 . ( 5 ) . « وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا » ( سورهء اسراء ، آيهء 15 ) . ( 6 ) . « وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ » ( سورهء فاطر ، آيهء 24 ) . ( 7 ) . « وَ كَمْ أَرْسَلْنا مِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ » ( سورهء زخرف ، آيهء 6 ) .